واژههای فارسی←از صحنه نمایش - خارج -فرهنگ آریانپوراز صحنه نمایش - خارج -#۷٬۱۲۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱offstageخارج از صحنه نمایش، درزندگى خصوصىواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر