فرهنگ آریان‌پور

چفته بندی

#۷۱٬۲۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

staging

صحنه نمایش، پرده گاه، مرحله، منزل، پایه، وهله، طبقه، در صحنه ظاهر شدن، مرحله دار شدن، اشکوب، صحنه stage

۲

scaffolding

چوب بست، داربست، دار، تخته بندى، سکوب یا چهار چوب، تخته بندى کردن، سکوب زدن، به دار آویختن