فرهنگ آریانپور
چفت کردن
#۷۱٬۱۹۳
hasp
چفت، کلاف، قرقره، ماکو، ماسوره، چفت کردن، بستن، دور چیزى پیچیدن
slot
چاک، شکاف کوچک، کلون در، چفت در، تخته باریک، سوراخ جاى کلید، شکاف یا سوراخى که براى انداختن پول در قلک و تلفن خود کار و امثال آن تعبیه شده، سوراخ کردن، در شکاف یا سوراخ (پول و غیره) انداختن، چفت کردن
latch
قفل کردن، چفت کردن، محکم نگاه داشتن، به وسیله کلون محکم کردن، چفت، ضامن
snick
جزء چیزى را بریدن، ضربت سریع زدن، گره زدن، چفت کردن، چفت، کشیدن، به حرکت آوردن سهم، قسمت