فرهنگ آریان‌پور

چفت کردن

#۷۱٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hasp

چفت، کلاف، قرقره، ماکو، ماسوره، چفت کردن، بستن، دور چیزى پیچیدن

۲

slot

چاک، شکاف کوچک، کلون در، چفت در، تخته باریک، سوراخ جاى کلید، شکاف یا سوراخى که براى انداختن پول در قلک و تلفن خود کار و امثال آن تعبیه شده، سوراخ کردن، در شکاف یا سوراخ (پول و غیره) انداختن، چفت کردن

۳

latch

قفل کردن، چفت کردن، محکم نگاه داشتن، به وسیله کلون محکم کردن، چفت، ضامن

۴

snick

جزء چیزى را بریدن، ضربت سریع زدن، گره زدن، چفت کردن، چفت، کشیدن، به حرکت آوردن سهم، قسمت