واژههای فارسی←از شهر - خارج -فرهنگ آریانپوراز شهر - خارج -#۷٬۱۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱outstationایستگاه خارج از شهر، ایستگاه هاى حومهواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر