فرهنگ آریان‌پور

چربی

#۷۰٬۳۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

lipid

چربى، مواد چربى که شامل پیه و موم و فسفاتید و سروبروزیدها مى باشد

۲

lipide

چربى، مواد چربى که شامل پیه و موم و فسفاتید و سروبروزیدها مى باشد

۳

creaminess

چربى، خامه دارى، حالت سرشیرى

۴

fat

فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن fat greasiness

۵

oil

روغن، چربى، مرهم، نفت، مواد نفتى، رنگ روغنى، نقاشى با رنگ روغنى، روغن زدن به، روغن کارى کردن، روغن ساختن oil oiliness

۶

grease

گریس، روغن اتومبیل، روغن، چربى، مداهنه، چاپلوسى، روغن زدن، چرب کردن، رشوه دادن

۷

fatness

فربهى، چربى، برکت

۸

lubricity

نرمى، لینت، شهوانى بودن، چربى، چرب بودن

۹

drippings

چکیده گوشت، اشک کباب، جزغال، (صداى) چکیدن

۱۰

shortening

کوتاه کردن، مختصر کردن، کاستن unctuousness