فرهنگ آریانپور
چرب و نرم
#۷۰٬۳۱۴
sleek
نرم، براق، صیقلى، صاف، شفاف، چرب و نرم، صیقلى کردن، صاف کردن
tidbit
(titbit =) ـ لقمه چرب و نرم، چیز عالى، خرده ریز خودمانی
voluble
پر حرف، روان، سلیس، چرب و نرم، خوش زبان
unctuous
چرب، روغنى، چرب و نرم، مداهنه آمیز
soapy
صابونى، صابون دار
waxen
مومى، ساخته شده از موم، مومى شکل
smooth
سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن smooth خوراک
luscious
خوشمزه، لذیذ، شیرین، دلپذیر، شهوت انگیز
flattering
چاپلوسى کردن، تملق گفتن از