فرهنگ آریان‌پور

چرب و نرم

#۷۰٬۳۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

sleek

نرم، براق، صیقلى، صاف، شفاف، چرب و نرم، صیقلى کردن، صاف کردن

۲

tidbit

(titbit =) ـ لقمه چرب و نرم، چیز عالى، خرده ریز خودمانی‌

۳

voluble

پر حرف، روان، سلیس، چرب و نرم، خوش زبان

۴

unctuous

چرب، روغنى، چرب و نرم، مداهنه آمیز

۵

soapy

صابونى، صابون دار

۶

waxen

مومى، ساخته شده از موم، مومى شکل

۷

smooth

سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن smooth خوراک‌

۸

luscious

خوشمزه، لذیذ، شیرین، دلپذیر، شهوت انگیز

۹

flattering

چاپلوسى کردن، تملق گفتن از