فرهنگ آریان‌پور

از سرباز کردن

#۷٬۰۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

evade

طفره زدن از، گریز زدن از، از سرباز کردن، تجاهل کردن

۲

put off

سر دواندن، طفره، بهانه، عذر، تعویق، انصراف، تاخیر کردن، طفره رفتن، از سرباز کردن، به بعد موکول کردن

۳

put over

تاخیر کردن، بتاخیر انداختن، از سرباز کردن، با زحمت به انجام رساندن

۴

ditch

خندق، حفره، راه آب، نهر آب، گودال کندن