فرهنگ آریان‌پور

چپیدن

#۷۰٬۱۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

crowd

جمعیت، ازدحام، شلوغى، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم

۲

jam

گیر کردن چپاندن، مربا، فشردگى، چپاندن، فرو کردن، گنجاندن (با زور و فشار)، متراکم کردن، شلوغ کردن، شلوغ کردن (با آمد و شد زیاد)، بستن، مسدود کردن، وضع بغرنج، پارازیت دادن

۳

herd

رمه، گله، گروه، جمعیت، گرد آمدن، جمع شدن، متحد کردن

۴

muscle

ماهیچه، عضله، نیروى عضلانى، به زور وارد شدن، (mussel)، (جانور شناسى) صدف دو کپه اى، صدف باریک دریایى و رودخانه اى

۵

squeeze

فشردن، له کردن، چلاندن، فشار دادن، آب میوه گرفتن، به زور جا دادن، زور آوردن، فشار، فشرده، چپاندن

۶

overcrowd

انبوه شدن، بسیار شلوغ کردن، ازدحام کردن