فرهنگ آریان‌پور

چپه کردن

#۷۰٬۱۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

whelm

چپه کردن، غرق کردن، احاطه کردن، منکوب کردن

۲

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته