واژههای فارسی←از سر بیرون کردنفرهنگ آریانپوراز سر بیرون کردن#۷٬۰۰۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱banishتبعید کردن، اخراج بلد کردن، دور کردن۲dismissروانه کردن، مرخص کردن، معاف کردنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر