فرهنگ آریان‌پور

از ساحل عازم شدن

#۶٬۹۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

put out

تقلا کردن، منتشر ساختن، ایجاد کردن، تهیه کردن، آشفته کردن، رنجاندن، برانگیختن، از ساحل عازم شدن، خاموش کردن