فرهنگ آریان‌پور

چاک دادن

#۶۹٬۹۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

kerf

بریدگى، چاک، چاک دادن

۲

rift

خراش، بریدگى، شکاف دهنده، چاک، دریدگى، چاک دادن، شکافتن، بریدن، برش دادن

۳

slit

(past: slit ; past participle: slit) ـ چاک، شکاف، درز، چاک دادن، شکافتن، دریدن

۴

tear

(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک

۵

slash

شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، چاک دادن، شکاف دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن، خیلى کم کردن، نشان ممیز

۶

strip

برهنه کردن، محروم کردن از، لخت کردن، چاک دادن، تهى کردن، باریکه، نوار

۷

incise

بریدن، کندن، چاک دادن، شکاف دادن، حجارى کردن

۸

scotch

ویسکى اسکاتلندى، (با حرف بزرگ) اسکاتلندى، چاک، خراش، زخم، چاک دادن، زخمى کردن، له کردن، مسدود کردن، مانع غلتیدن شدن، مردد بودن، نوار چسب اسکاچ

۹

unseam

بدون درز کردن، چاک دادن

۱۰

rip

شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک

۱۱

rend

(past: rent ; past participle: rent) ـ پاره کردن، چاک زدن، دریدن، کندن

۱۲

rive

شکافتن، جدا کردن، ترکیدن

۱۳

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک

۱۴

cleave

(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول