فرهنگ آریان‌پور

از زیر کار در رفتن

#۶٬۹۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

duck

اردک، مرغابى، اردک ماده، غوطه، غوض، زیر آب رفتن، غوض کردن duck خودمانی‌

۲

skive

بریدن (لاستیک و چرم)، چیدن، قطع کردن، قسمت بریده چرم، نواره goldbricker buckpassing

۳

soldier

سرباز، نظامى، سپاهى، سربازى کردن، نظامى شدن