فرهنگ آریان‌پور

از ریشه کندن

#۶٬۹۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

displant

از ریشه کندن، از بن درآوردن (گیاه)

۲

supplant

از ریشه کندن، جاى چیزى را گرفتن، جابجا شدن، جابجا کردن، تعویض کردن

۳

eradicate

از ریشه کندن، ازبیخ کندن، ازبیخ برآوردن

۴

uproot

برکندن، ریشه کن کردن، از ریشه کندن، از بن در آوردن