فرهنگ آریان‌پور

جواب دادن

#۶۸٬۷۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

answer

پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ

۲

counter

پیشخوان، بساط، شمارنده، ضربت متقابل، درجهت مخالف، در رو به رو، معکوس، بالعکس مقابله کردن، تلافى کردن، جواب دادن، معامله به مثل کردن با، باجه

۳

recitative

بیانى، از بر خوانى، از بر خواندن، درس را پس دادن، یکایک شمردن، جواب دادن، به تنهایى نواختن

۴

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده

۵

retort

برگرداندن، پس دادن، جواب متقابل دادن، جواب متقابل، تلافى

۶

respond

پاسخ دادن، واکنش نشان دادن، پاسخ

۷

acknowledge

قدردانى کردن، اعتراف کردن، تصدیق کردن، وصول نامه اى را اشعار داشتن