فرهنگ آریان‌پور

جواب

#۶۸٬۷۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

reply

پاسخ، جواب، پاسخ دادن، جواب کتبى یا شفاهى، دفاعیه

۲

answer

پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ

۳

repost

(riposte =) ـ ضربت متقابل و تند، پاسخ تند و آماده، حاضر جوابى، (در شمشیر بازى) ضربت سریع، جواب، ضربه متقابل زدن

۴

riposte

(repost =) ـ ضربت متقابل و تند، پاسخ تند و آماده، حاضر جوابى، (در شمشیر بازى) ضربت سریع، جواب، ضربه متقابل زدن

۵

response

جوابگویى، پاسخ، واکنش

۶

antiphony

انعکاس یا جواب سرود و موسیقى، تهلیل خوانى، سرود تهلیلى، جواب

۷

rejoinder

پاسخ دفاعى، جواب، پاسخ دفاعى دادن

۸

resolvent

(پزشکى) محلل، حلال، جواب، حل، حل مسئله

۹

sockdolager

(sockdologer =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) ضربت قاطع، اتمام حجت، جواب

۱۰

sockdologer

(sockdolager =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) ضربت قاطع، اتمام حجت، جواب

۱۱

result

نتیجه، منتج شدن، پى آمد، دست آورد، برآمد، نتیجه دادن، ناشى شدن، اثر، حاصل

۱۲

solution

چاره سازى، شولش، حل، محلول، راه حل، تادیه، تسویه