جواب
#۶۸٬۷۱۳
reply
پاسخ، جواب، پاسخ دادن، جواب کتبى یا شفاهى، دفاعیه
answer
پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ
repost
(riposte =) ـ ضربت متقابل و تند، پاسخ تند و آماده، حاضر جوابى، (در شمشیر بازى) ضربت سریع، جواب، ضربه متقابل زدن
riposte
(repost =) ـ ضربت متقابل و تند، پاسخ تند و آماده، حاضر جوابى، (در شمشیر بازى) ضربت سریع، جواب، ضربه متقابل زدن
response
جوابگویى، پاسخ، واکنش
antiphony
انعکاس یا جواب سرود و موسیقى، تهلیل خوانى، سرود تهلیلى، جواب
rejoinder
پاسخ دفاعى، جواب، پاسخ دفاعى دادن
resolvent
(پزشکى) محلل، حلال، جواب، حل، حل مسئله
sockdolager
(sockdologer =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) ضربت قاطع، اتمام حجت، جواب
sockdologer
(sockdolager =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) ضربت قاطع، اتمام حجت، جواب
result
نتیجه، منتج شدن، پى آمد، دست آورد، برآمد، نتیجه دادن، ناشى شدن، اثر، حاصل
solution
چاره سازى، شولش، حل، محلول، راه حل، تادیه، تسویه