فرهنگ آریانپور
جنب و جوش
#۶۷٬۸۹۰
motion
جنبش، تکان، حرکت، جنب و جوش، پیشنهاد، پیشنهاد کردن، طرح دادن، اشاره کردن
stirabout
آش جو، غذایى شبیه آش جو، جنب و جوش، حرکت
push
چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن
hoopla
بازى پرتاب حلقه، فریاد خوشحالى
hustle
هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور
bustle
شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن
milling
آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره دار کردن mill
flutter
بال زنى دسته جمعى، لرزش، اهتزاز، بال و پر زنى، حرکت سراسیمه، بال بال زدن (بدون پریدن)، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندن
dynamism
قدرت تحرک، پویایى
scramble
با دست و پا بالا رفتن، تقلا کردن، به زحمت جلو رفتن، تلاش، تقلا، کوشش، (تخم مرغ) املت درست کردن