فرهنگ آریان‌پور

جنب و جوش

#۶۷٬۸۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

motion

جنبش، تکان، حرکت، جنب و جوش، پیشنهاد، پیشنهاد کردن، طرح دادن، اشاره کردن

۲

stirabout

آش جو، غذایى شبیه آش جو، جنب و جوش، حرکت

۳

push

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن

۴

hoopla

بازى پرتاب حلقه، فریاد خوشحالى

۵

hustle

هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور

۶

bustle

شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن

۷

milling

آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره دار کردن mill

۸

flutter

بال زنى دسته جمعى، لرزش، اهتزاز، بال و پر زنى، حرکت سراسیمه، بال بال زدن (بدون پریدن)، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندن

۹

dynamism

قدرت تحرک، پویایى

۱۰

scramble

با دست و پا بالا رفتن، تقلا کردن، به زحمت جلو رفتن، تلاش، تقلا، کوشش، (تخم مرغ) املت درست کردن