فرهنگ آریان‌پور

جمعی

#۶۷٬۶۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

plural

جمع، صیغه جمع، صورت جمع، جمعى

۲

collective

به هم پیوسته، انبوه، اشتراکى، اجتماعى، جمعى

۳

collectively

به هم پیوسته، انبوه، اشتراکى، اجتماعى، جمعى collective

۴

mass

انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم

۵

team

گروه، گروهه، دسته، دست، جفت، یک دستگاه، تیم، دسته درست کردن، به صورت دسته یاتیم درآمدن

۶

multiple

چندین، متعدد، مضاعف، چندلا، گوناگون، مضرب، چند فاز، مضروب، چندگانه، چند برابر

۷

concerted

مجتمعا، با هم، موزون، هم نوا

۸

corporate

یکى شده، داراى شخصیت حقوقى، به صورت شرکت درآمده