فرهنگ آریان‌پور

جمعاوری‌ کردن

#۶۷٬۶۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

garner

انبار غله، انبار، انبار کردن، انباشتن، درویدن

۲

gather

گرد آورى کردن، گرد آمدن، جمع شدن، بزرگ شدن، جمع کردن، گرد کردن، نتیجه گرفتن، استباط کردن

۳

compile

همگرادنى کردن، گرد آوردن، تالیف کردن