فرهنگ آریانپور
جمع شده
#۶۷٬۶۳۲
aggregate
جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن
knotted
گره دار، برآمده، غلنبه، سفت، دشوار، جمع شده، ازدحام کرده، کلاله دار، منگوله دار
accumulate
انباشتن، جمع شده، جمع شونده، اندوختن، روى هم انباشتن