فرهنگ آریان‌پور

جمع شده

#۶۷٬۶۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

aggregate

جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن

۲

knotted

گره دار، برآمده، غلنبه، سفت، دشوار، جمع شده، ازدحام کرده، کلاله دار، منگوله دار

۳

accumulate

انباشتن، جمع شده، جمع شونده، اندوختن، روى هم انباشتن