فرهنگ آریان‌پور

جمع زدن

#۶۷٬۶۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

add

افزودن، اضافه کردن، زیاد کردن، جمع کردن، جمع زدن، با هم پیوستن، با خود ترکیب کردن (مواد شیمیایى) ـ

۲

totalize

کلى کردن، کامل کردن، جمع زدن

۳

tot

آشغال، عدد، جمع، سرجمع، حاشیه نویسى، یادداشت مختصر، مبلغ، جمع بستن، بچه کوچک حساب‌

۴

sum

جمع کردن، حاصل جمع، مجموع، مبلغ، روى هم، خلاصه، مختصر، حساب کردن، با هم جمع کردن، مختصر و موحز کردن، خلاصه نمودن

۵

tally

شمردن، تطبیق کردن، شمارش، شمارشگر، چوبخط، حساب، جاى چوبخط، برچسب، اتیکت، نظیر، قرین، علامت، نشان، مطابق بودن، با چوب خط حساب کردن

۶

total

کل، جمع کل، کامل، کلى، تام، مطلق، مجموع، جمع، جمله، سرجمع، حاصل جمع، جمع کردن، سرجمع کردن

۷

subtotal

زیرکل، جمع جزء