فرهنگ آریان‌پور

از رمق‌ انداختن

#۶٬۷۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

suck

مکیدن، مک زدن، شیره کسى را کشیدن، مک، مک زنى، شیردوشى خودمانی‌

۲

poop

کشتیدم، صداى قلپ، صداى کوتاه، قسمت بلند عقب کشتى، صداى بوق ایجاد کردن، قورت دادن، تفنگ در کردن، باد و گاز معده را خالى کردن، گوزیدن، باعقب کشتى تصادم کردن، فریفتن، آدم احمق، از نفس افتادن، خسته و مانده شدن، تمام شدن

۳

enfeeble

سست کردن، ضعیف کردن