واژههای فارسی←جعدوشکن گیسوفرهنگ آریانپورجعدوشکن گیسو#۶۶٬۹۱۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱frizzفر، جعدوشکن گیسو، فر زدن، جلز و ولز (در موقع سرخ کردن غذا)واژههای نزدیک در الفباجعبه یا سکوب چوبی مخصوص نطق در کنار خیابانها و میدان های عمومیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعبه یا قلمی که در اب اویزان می کنند تا موجودات ابزی را زنده نگاه دارندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعد زلفمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعد مومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعد مویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر