واژههای فارسی←جعد مویفرهنگ آریانپورجعد موی#۶۶٬۹۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱crimpچین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گولواژههای نزدیک در الفباجعبه ی مقوایی مخصوص نگاهداری کلاهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعبه یا سکوب چوبی مخصوص نطق در کنار خیابانها و میدان های عمومیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعبه یا قلمی که در اب اویزان می کنند تا موجودات ابزی را زنده نگاه دارندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعد زلفمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجعد مومشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر