واژههای فارسی←از دیگری مردن - قبل -فرهنگ آریانپوراز دیگری مردن - قبل -#۶٬۶۷۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱predeceaseقبل از دیگرى مردن، پیش از واقعه معینى مردنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر