واژههای فارسی←از دیگری انجام دادن - بهتر -فرهنگ آریانپوراز دیگری انجام دادن - بهتر -#۶٬۶۷۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱outdo(past: outdid ; past participle: outdone) ـ بهتر از دیگرى انجام دادن، شکست دادنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر