فرهنگ آریان‌پور

جریمه‌ کردن

#۶۶٬۲۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

penalize

جریمه کردن، تاوان دادن، تنبیه کردن

۲

fine

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف

۳

mulct

جریمه، تاوان، لکه، عیب، جریمه کردن

۴

dock

بارانداز، لنگرگاه، بریدن، کوتاه کردن، جاخالى کردن، موقوف کردن، جاى محکوم یا زندانى در محکمه

۵

amerce

(حقوق) جریمه ى (نقدى) کردن، تنبیه کردن

۶

impose

تحمیل کردن، اعمال نفوذ کردن، گرانبار کردن، مالیات بستن بر

۷

punish

ادب کردن، تنبیه کردن، گوشمال دادن، مجازات کردن، کیفر دادن

۸

ticket

بلیط، ورقه، آگهى، برچسب، برچسب زدن به، بلیط منتشر کردن، بلیط دار کردن