فرهنگ آریان‌پور

جریمه

#۶۶٬۲۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

fine

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف

۲

mulct

جریمه، تاوان، لکه، عیب، جریمه کردن

۳

forfeit

جریمه، فقدان، زیان، ضبط شده، خطا کردن، جریمه دادن، هدر کردن

۴

sconce

حفاظ، پوشش، پناه، پرده یا پوشش محافظ، جمجمه، استعداد، جریمه، جریمه کردن، تاقچه، تاقچه سر بخارى

۵

penalty

جزا، کیفر، مجازات، تاوان، جریمه

۶

surcharge

زیاد ستاندن، زیاد بار کردن، تحمیل کردن زیاد پر کردن، اضافه کردن، نرخ اضافى مالیات اضافى، جریمه، اضافه بها amercement

۷

forfeiture

از دست دادگى، فقدان، زیان، ضرر، جریمه

۸

infliction

ضربت زنى، تحمیل penalization