فرهنگ آریان‌پور

از دست دادن

#۶٬۵۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

miss

از دست دادن، احساس فقدان چیزى را کردن، گم کردن، خطا کردن، نداشتن، فاقد بودن دوشیزه

۲

lose

(past: lost ; past participle: lost) ـ گم کردن، مفقود کردن، تلف کردن، از دست دادن، زیان کردن، منقضى شدن، باختن (در قمار و غیره)، شکست خوردن

۳

tine

شاخ فرعى، دندانه، نوک شاخه یاسیخ، چنگک خیش، از دست دادن، گم کردن، بافتن

۴

unhand

رها کردن، ول کردن، از دست دادن، از دست باز کردن

۵

lapse

نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن

۶

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۷

outgrow

(past: outgrew ; past participle: outgrown) ـ بزرگ تر شدن از، زودتر روئیدن از

۸

sacrifice

قربانى، قربانى براى شفاعت، فداکارى، قربانى دادن، فداکارى کردن، قربانى کردن جانبازى