فرهنگ آریان‌پور

جدید

#۶۵٬۹۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

new

بتازگى، اخیراً

۲

novel

نو، جدید، بدیع، رمان، کتاب داستان

۳

maiden

دوشیزه، دختر باکره، جدید

۴

modern

نوین، امروزى، کنونى، جدید، مدرن

۵

recent

تازه، جدید، اخیر، متاخر، جدیدالتاسیس

۶

neoteric

نوزاده، تازه بدنیا آمده، جدید، تازه، نویسنده تازه

۷

unprecedented

بى سابقه، بى مانند، جدید، بى نظیر

۸

up to date

تازه، جدید، مطابق آخرین طرز، متداول، بهنگام

۹

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۱۰

novelty

تازگى، نوظهورى، چیز تازه، چیز نو

۱۱

contemporary

معاصر، همزمان، هم دوره