فرهنگ آریان‌پور

جدیت

#۶۵٬۹۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

action

کنش، کردار، کار، عمل، فعل، اقدام، رفتار، جدیت، جنبش، حرکت، جریان، اشاره، تاثیر، اثر جنگ، نبرد، پیکار، اشغال نیرو هاى جنگى، گزارش، وضع، طرز عمل، (حقوق) اقامه ى دعوا، جریان حقوقى، تعقیب، بازى، تمرین، سهم، سهام شرکت

۲

gravity

سنگینى، ثقل، جاذبه زمین، درجه کشش، وقار، اهمیت، شدت، جدیت، دشوارى وضع

۳

enthusiasm

هواخواهى با حرارت، شوروذوق، غیرت، جدیت، (معنى مجازى) الهام، وجد و سرور، اشتیاق

۴

impressment

سخره، مصادره، به کار اجبارى گمارى، اعمال زور، اثر گذارى، مهر زدن، جدیت، حرارت

۵

acting

کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن act

۶

activity

فعالیت، کنش ورى، کار، چابکى، زنده دلى، آکتیوایى activity industriousness seriousness