فرهنگ آریانپور
جداشدن
#۶۵٬۸۰۲
dispart
جدا کردن، شکافتن، منقسم کردن، جداشدن، تقسیم شدن، هدف گیرى کردن (تفنگ)
dissent
اختلاف عقیده داشتن، جداشدن، نفاق داشتن
dissevere
جدا کردن، بریدن، جداشدن، بریده شدن
part
چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه