فرهنگ آریان‌پور

جداشدن

#۶۵٬۸۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

dispart

جدا کردن، شکافتن، منقسم کردن، جداشدن، تقسیم شدن، هدف گیرى کردن (تفنگ)

۲

dissent

اختلاف عقیده داشتن، جداشدن، نفاق داشتن

۳

dissevere

جدا کردن، بریدن، جداشدن، بریده شدن

۴

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه