فرهنگ آریانپور
جداسازی
#۶۵٬۷۹۳
isolation
انزوا، کناره گیرى، جداسازى، جدایى
detachment
دسته، قسمت، جداسازى، تفکیک، کناره گیرى
parting
پاره، بخش، خرد، جزء مرکب چیزى، جزء مساوى، عنصر اصلى، عضو، نقطه، مکان، اسباب یدکى اتومبیل، مقسوم، تفکیک کردن، تفکیک شدن، جدا شدن، جدا کردن، نقش بازگیر، برخه، جزء، قطعه، جداشدن part
division
تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه
resolution
تفکیک پذیرى، دقت، تصمیم، رفع، تحلیل، تجزیه، حل، نتیجه، ثبات قدم، عزم، قصد، نیت، تصویب
separation
جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال
disconnection
گسیختگى، گسستگى، قطع، نداشتن رابطه
sequestration
انزوا، مصادره، توقیف، جدا سازى، تجزیه، توقیف غیر قانونى