فرهنگ آریان‌پور

جداسازی

#۶۵٬۷۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

isolation

انزوا، کناره گیرى، جداسازى، جدایى

۲

detachment

دسته، قسمت، جداسازى، تفکیک، کناره گیرى

۳

parting

پاره، بخش، خرد، جزء مرکب چیزى، جزء مساوى، عنصر اصلى، عضو، نقطه، مکان، اسباب یدکى اتومبیل، مقسوم، تفکیک کردن، تفکیک شدن، جدا شدن، جدا کردن، نقش بازگیر، برخه، جزء، قطعه، جداشدن part

۴

division

تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه

۵

resolution

تفکیک پذیرى، دقت، تصمیم، رفع، تحلیل، تجزیه، حل، نتیجه، ثبات قدم، عزم، قصد، نیت، تصویب

۶

separation

جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال

۷

disconnection

گسیختگى، گسستگى، قطع، نداشتن رابطه

۸

sequestration

انزوا، مصادره، توقیف، جدا سازى، تجزیه، توقیف غیر قانونى