فرهنگ آریان‌پور

جداساز

#۶۵٬۷۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

separation

جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال

۲

disjunctive

فصلى، جدا سازنده، فاصل، حرف عطفى که بظاهر پیوند مى دهد و در معنى جدا مى سازد (مثل but)، داراى دو شق مختلف dividers isolator