فرهنگ آریانپور
جداساز
#۶۵٬۷۹۱
separation
جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال
disjunctive
فصلى، جدا سازنده، فاصل، حرف عطفى که بظاهر پیوند مى دهد و در معنى جدا مى سازد (مثل but)، داراى دو شق مختلف dividers isolator
#۶۵٬۷۹۱
جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال
فصلى، جدا سازنده، فاصل، حرف عطفى که بظاهر پیوند مى دهد و در معنى جدا مى سازد (مثل but)، داراى دو شق مختلف dividers isolator