فرهنگ آریانپور
جدا کردن از هم
#۶۵٬۷۶۱
disunite
جدا کردن، با هم بیگانه کردن، نفاق انداختن
intervene
در میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدن
disconnect
منفصل کردن، قطع کردن، جدا کردن، گسستن
dissociate
جدا کردن، رسوا کردن، قطع همکارى و شرکت