فرهنگ آریان‌پور

جدا کردن‌ از هم

#۶۵٬۷۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

disunite

جدا کردن، با هم بیگانه کردن، نفاق انداختن

۲

intervene

در میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدن

۳

disconnect

منفصل کردن، قطع کردن، جدا کردن، گسستن

۴

dissociate

جدا کردن، رسوا کردن، قطع همکارى و شرکت