فرهنگ آریان‌پور

جدا شدنی

#۶۵٬۷۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

separable

جدا شدنى، تفکیک پذیر، جدا کردنى، قابل تفکیک، مجزا

۲

severable

جدا شدنى، سوا شدنى، تفکیک پذیر

۳

detachable

جدا شدنى، جدایى پذیر، جدا کردنى

۴

precipitant

شتابزده، جدا شدنى، تعلیق، شدنى، باعجله، عامل رسوب