فرهنگ آریان‌پور

جدا شدن‌ از حزب

#۶۵٬۷۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک