فرهنگ آریانپور
جدا شدن
#۶۵٬۷۳۶
part
چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه
sever
جدا کردن، بریدن، منفصل کردن
divorce
طلاق، جدایى، (مجازى) فسخ
rupture
گسیختگى، قطع، سکستگى، جدایى، گسیختن، جدا کردن، ترکیدن، قطع کردن، پارگى، گسستن، گسستگى
separate
جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال
disengage
از گیر در آوردن، از قید رها کردن، باز کردن