فرهنگ آریان‌پور

جدا شدن

#۶۵٬۷۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۲

sever

جدا کردن، بریدن، منفصل کردن

۳

divorce

طلاق، جدایى، (مجازى) فسخ

۴

rupture

گسیختگى، قطع، سکستگى، جدایى، گسیختن، جدا کردن، ترکیدن، قطع کردن، پارگى، گسستن، گسستگى

۵

separate

جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال

۶

disengage

از گیر در آوردن، از قید رها کردن، باز کردن