فرهنگ آریان‌پور

جدا سازی

#۶۵٬۷۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

severance

جدا سازى، تفکیک، جدایى، مجزایى، تجزیه

۲

separating

جدا سازى، جدا ساز

۳

segregate

جدا، سوا، تک، جدا سازى، تفکیک، جدا کردن، تبعیض نژادى قائل شدن

۴

separatism

جدا گرایى، جدا سازى، تفکیک، تجزیه طلبى، کناره گیرى

۵

individuation

فرد پرستى، تک سازى، فرد سازى، جدا سازى، تک شدگى، تشخیص فرد در جمع، شخصیت، وجود (شخص)، جدا شدگى، یکایکى، تکى

۶

sequestration

انزوا، مصادره، توقیف، جدا سازى، تجزیه، توقیف غیر قانونى

۷

parting

پاره، بخش، خرد، جزء مرکب چیزى، جزء مساوى، عنصر اصلى، عضو، نقطه، مکان، اسباب یدکى اتومبیل، مقسوم، تفکیک کردن، تفکیک شدن، جدا شدن، جدا کردن، نقش بازگیر، برخه، جزء، قطعه، جداشدن part