فرهنگ آریانپور
جبهه
#۶۵٬۶۷۵
front
جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن front front line
deploy
گسترش، جبهه، گسترش یافتن، بحالت صف درآوردن، قرار دادن قشون
facade
نماى سر در، جبهه، نماى خارجى
vaward
قسمت جلو، جبهه، مقدم، پیشقراول
sinciput
جلو سر، پیشانى، جبهه
superficies
رو، سطح، روکار، ظاهر، نما، جبهه
bloc
بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه
frontage
نماى ساختمان، حریم، جلو خان، میدان