فرهنگ آریان‌پور

جبلی

#۶۵٬۶۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

innate

درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى

۲

inborn

درون زاد، نهادى، موروثى، جبلى (jabelly)، ذاتى، فطرى

۳

inbred

ذاتى، جبلى، فطرى، غریزى، ایجاد شده بر اثر تخم کشى از موجودات هم تیره

۴

natural

طبیعى، سرشتى، نهادى، ذاتى، فطرى، جبلى، بدیهى، مسلم، استعداد ذاتى، احمق، دیوانه، عادى

۵

essential

ضرورى، اساسى، واجب، بسیار لازم، اصلى، اساسى ذاتى، جبلى، لاینفک، واقعى، عمده، بى وارث را)، مصادره کردن

۶

inherence

(inherency =) ـ چسبیدگى، لزوم ذاتى، ذاتى بودن، اصلیت، جبلى

۷

inherency

(inherence =) ـ چسبیدگى، لزوم ذاتى، ذاتى بودن، اصلیت، جبلى

۸

inwrought

از تو کار کرده، نقشه دار، گلدار، (مجازى) جبلى، مخمر، مصور

۹

instinctive

غریزى، فطرى، طبیعى، غیر ارادى، خودبخود