فرهنگ آریانپور
جایگیر کردن
#۶۵٬۵۹۶
insculp
قلم زدن، کندن، حکاکى کردن، گراور کردن، مجسمه سازى کردن، نشاندن، جایگیر کردن
deploy
گسترش، جبهه، گسترش یافتن، بحالت صف درآوردن، قرار دادن قشون
station
ایستگاه، جایگاه، مرکز، جا، درحال سکون، وقفه، سکون، پاتوق، ایستگاه اتوبوس و غیره، توقفگاه نظامیان و امثال آن، موقعیت اجتماعى، وضع، رتبه، مقام، مستقر کردن، درپست معینى گذاردن