فرهنگ آریان‌پور

جایگزین شدن

#۶۵٬۵۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

tabernacle

خیمه، پرستشگاه موقت، مرقد، جایگزین شدن

۲

pitch

قیر، پرتاب، ضربت با چوگان، نصب، استقرار، اوج پرواز، اوج، سرازیرى، جاى شیب، پلکان، دانگ صدا، زیروبمى صدا، استوار کردن، خیمه زدن، برپا کردن، نصب کردن، (در بیسبال) توپ را به طرف چوگان زن پرتاب کردن، توپ را زدن، گام، درجه، پرتاب کردن

۳

locate

مکان یابى کردن، قرار دادن، تعیین محل کردن، جاى چیزى را معین کردن، تعیین کردن، معلوم کردن، مستقر ساختن

۴

settle

واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن

۵

replace

چیزى را تعویض کردن، جابجا کردن، جایگزین کردن

۶

displace

جابجا کردن، جانشین (چیزى) شدن، جاى چیزى را عوض کردن، تبعید کردن

۷

ensconce

استحکامات ساختن، پوشاندن، پناه دادن، پنهان شدن، خود را در جان پناه جادادن

۸

supplant

از ریشه کندن، جاى چیزى را گرفتن، جابجا شدن، جابجا کردن، تعویض کردن