فرهنگ آریان‌پور

جایگزین

#۶۵٬۵۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

situated

(حقوق) واقع در، واقع شده، درمحلى گذاردن، جا گرفتن

۲

ingrained

نبافته رنگ شده، دیرینه، ریشه کرده، ذاتى