فرهنگ آریان‌پور

از خود راضی

#۶٬۵۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

cocky

از خود راضى، جسور، خودنما

۲

complacent

از خود راضى، عشرت طلب، تن آسا، خود خوشنود

۳

self content

از خود راضى، رضایت از خود

۴

self pleased

از خود راضى

۵

smug

خود بین، از خود راضى، کوته نظر، آبرومند، تمیز کردن سر و صورت دادن به

۶

bumptious

خودبین، از خود راضى، جسور

۷

presuming

(presumptuous =) ـ از خود راضى، جسور، پر رو

۸

overbearing

مغرور، از خود راضى، منکوب گر، طاقت فرسا، غالب، قاطع

۹

self complacent

(self satisfied =) ـ از خود راضى، خود خوشایند

۱۰

stuffy

خفه، دلتنگ کننده، اوقات تلخ، مغرور، محافظه کار، بد اخم، لجوج

۱۱

assuming

فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن

۱۲

conceited

خودپسندى، خودبینى، غرور، استعاره selfsatisfied

۱۳

braggadocio

آدم لافزن، گزافه گو، متظاهر