فرهنگ آریان‌پور

از خود دراوردن

#۶٬۵۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

feign

وانمود کردن، به خود بستن، جعل کردن

۲

fudge

غذایى که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشد، سخن بى معنى و بیهوده، جفنگ، نوعى رنگ قهوه اى، سرهم بندى کردن، فریفتن، آهسته حرکت کردن، طفره رفتن، پنهان شدن

۳

invent

اختراع کردن، از پیش خود ساختن، ساختن، جعل کردن، چاپ زدن، تاسیس کردن

۴

concoct

درست کردن، جعل کردن، اختراع کردن، ترکیب کردن، پختن، (معنى مجازى) گواریدن

۵

invention

اختراع، ابتکار

۶

manufacture

ساختن، جعل کردن، تولید کردن، ساخت، مصنوع، تولید