فرهنگ آریان‌پور

از خود بی خود کردن

#۶٬۵۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

entrance

مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن