فرهنگ آریان‌پور

از خود بی‌ خود کردن

#۶٬۵۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

besot

مست کردن، گیج کردن، مبهوت کردن، شیفته و مسحور کردن

۲

fuddle

گیج کردن، سردرگم و هاج و واج شدن، دائم الخمر بودن

۳

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل