فرهنگ آریانپور
جاهل
#۶۵٬۲۷۱
unwise
نادان، جاهل، غیر عاقلانه
foolish
نابخرد، نادان، جاهل، ابله، احمق، ابلهانه، مزخرف
ignoramus
شخص کاملاً بى سواد، جاهل، آدم نادان
unknowing
(unknowable =) ـ ندانسته، ماورا تجربیات انسانى، غیر قابل ادراک و فهم، ندانستى، جاهل، بى اطلاع
uninformed
بى اطلاع، جاهل
unknowable
(unknowing =) ـ ندانسته، ماورا تجربیات انسانى، غیر قابل ادراک و فهم، ندانستى، جاهل، بى اطلاع
know nothing
نادان، جاهل، منکر وجود خدا
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش
dunce
استدلال کننده موشکاف، کودن، بیشعور
peasant
روستایى، دهاتى، دهقانى، کشاورز، رعیت
ignorant
نادان illinformed
insipient
بیخرد، احمق
uncivilized
غیر متمدن، وحشى، بى ادب unlearned