فرهنگ آریان‌پور

از خواب برخاستن

#۶٬۵۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز

۲

uprise

برخاستن، طغیان کردن، به بالا رفتن، طلوع کردن، بالا آمدن، از خواب برخاستن